الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

87

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

اين اندكى از اخبار بسيارى است كه در مورد شوراندن عايشه ، مردم را بر عثمان آمده است و دربارهء كوشش عايشه براى ريختن خون او نقل شده است و ما از بيم طولانى شدن به همين اندازه بسنده كرديم ، در همين اندازه هم نشانى روشن است كه پس از كشته شدن عثمان ، ادعا و تظاهر او به خونخواهى عثمان و ستيزهء او با على ( ع ) و جمع كردن لشكرها براى جنگ با آن حضرت و كوشش او در عهدشكنى و فرمانش به اينكه خون على ( ع ) را بريزيد ، ربطى به كشته شدن عثمان نداشته ، و باطن او غير از ظاهر اوست و ستيزهء او با امير المؤمنين على ( ع ) انگيزه‌هاى ديگرى دارد كه نزد اشخاص آگاه از ديرباز تاكنون مشهور است و اغراض آنان در اين كارها دشمنى با على ( ع ) بوده است و دربارهء ستيزه و دشمنى عايشه با على ( ع ) تصريح كرده‌اند و بر عهدهء خردمندان است كه در آنچه نقل كرديم بينديشند تا موضوع را همچنان كه گفتيم دريابند و از خداوند بايد يارى خواست . پشيمانى طلحه و زبير از بيعت قبلا گفتيم كه چگونه طلحه و زبير به عمد با امير المؤمنين على ( ع ) مخالفت و ستيز مىكردند و از او فاصله مىگرفتند ، بديهى است كه حكومت و امارت او را دوست نداشتند و نمىخواستند مردم هم با او بيعت كنند . زيرا خود طمع بسته بودند تا بر مردم حكومت كنند و چون اين موضوع از دست ايشان بيرون شد و به آرزوى خود نرسيدند ، از افراطى كه نسبت به عثمان كرده بودند پشيمان شدند . از سوى ديگر چون با ميل و آزادى و به خواست خداوند متعال با على ( ع ) بيعت كرده بودند ، چنين چاره‌انديشى كردند كه مدعى شوند على ( ع ) آن دو را به زور وادار به بيعت با خود كرده است و به همين موضوع چسبيدند و آن را دليل بر مخالفت خود دانستند و عمدا خود را به نادانى زدند . و چون سستى ادعاى آنان آشكار شد و نزد همهء عوام و خواص معلوم گرديد كه آنان به اختيار خود و به سبب مقدم بودن على ( ع ) با او بيعت كرده‌اند ، و متوجه شدند كه اين ادعا پذيرفته نيست - و نمىتوان به ادعاى اينكه ما در باطن با اين بيعت موافق نبوده‌ايم استدلال كرد - و كراهت باطنى چيزى نيست كه آگاهى از آن براى همه قابل قبول باشد و از طرفى هيچ كس نمىتواند كراهت درونى خود را در مورد بيعت كسى - كه با حق به او بيعت كرده‌اند و مهاجران و انصار همگى با رضايت او را به رهبرى و امامت برگزيده‌اند - ملاك مخالفت و ستيزه قرار دهد . و